weeny

wee·ny/ˈwiːni/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): weeniersuperlative (عالی): weeniest

صفت — ریز

ریزکوچک

بسیار کوچک یا ناچیز؛ ریز.

Very small or insignificant; tiny.

«او یک تکه کیک خیلی کوچک به من داد.»

He gave me a weeny piece of cake.

«سگ کوچک بود اما پرانرژی.»

The puppy was weeny but full of energy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tinyبسیار کوچک

بسیار رایج و قابل جایگزینی با weeny برای اندازه.

Very common and interchangeable with 'weeny' for size.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000