well-balanced

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

well-bal·anced/ˌwɛlˈbælənst/
well-in a good or proper waybalancedbeing in equilibrium
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more well-balancedsuperlative (عالی): most well-balanced

صفت — متعادل

متعادلمتعادل روانی

متعادل و دارای تناسب مناسب یا ثبات روانی و احساسی خوب.

Being stable and showing good proportions or mental/emotional stability.

«او شخصیت متعادل دارد.»

She has a well-balanced personality.

«یک رژیم غذایی متعادل مهم است.»

A well-balanced diet is important.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stableثابت

رایج. یعنی ثابت و به راحتی بهم نمی‌ریزد، معنای نزدیک.

Common. Means steady and not easily upset, close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000