در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فعالیت شکار نهنگ برای به دست آوردن محصولات آن.
The activity of hunting whales for their products.
«صید نهنگ در بسیاری کشورها ممنوع شده است.»
“Whaling has been banned in many countries.”
«تاریخ روستا به طور نزدیکی به صید نهنگ مربوط است.»
“The village’s history is closely tied to whaling.”