whets

/wɛts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): whettedpast participle (مفعولی): whetted-ing (حال): whetting3rd (سوم): whets

فعل — تیز می‌کند

تیز می‌کندتحریک می‌کند

تیز کردن تیغه یا افزایش اشتیاق یا تمایل

sharpens a blade or increases eagerness or desire

«قبل از آشپزی چاقویش را تیز می‌کند.»

He whets his knife before cooking.

«این فیلم اشتهای شما را برای ماجراجویی تحریک می‌کند.»

The movie whets your appetite for adventure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharpensتیز می‌کند

رایج. همان معنی در مورد تیغه‌ها.

Common. Same meaning when referring to blades.

stimulatesتحریک می‌کند

رایج. وقتی به افزایش تمایل یا علاقه اشاره دارد.

Common. When referring to increasing desire or interest.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000