در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به آرامی و آرام صحبت کردن به طوری که دیگران صدای شما را به سختی بشنوند.
To speak very quietly so others cannot hear clearly.
«او راز را به دوستش زمزمه کرد.»
“She whispered a secret to her friend.”
«آنها در طول فیلم پچپچ میکردند.»
صدای نرم حاصل از صحبت آرام و آهسته.
A soft sound made by speaking quietly.
«در تاریکی صدای زمزمه شنیدم.»
“I heard a whisper in the dark.”
«در میان جمعیت پچپچ بود.»
“There was a whisper among the crowd.”
صدای نرم و مداوم، گاهی اسم بیان نامفهوم.
صدای نرم و مداوم که معمولاً واضح نیست، کمتر ارادی نسبت به whisper.
More continuous and softer sounds, often unclear speech, less intentional than whisper.
Generally continuous soft sound, sometimes indistinct speech.