در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به سرعت یک چشم را بستن و باز کردن بهعنوان علامت یا اشاره.
To close and open one eye quickly as a signal or gesture.
«او برای رمز دادن به او چشمک زد.»
“He winked at her to signal the secret.”
«او در طول گفتگو به شوخی چشمک زد.»
رایج. پلک زدن ناخودآگاه و مکرر است؛ چشمک زدن عمدی و برای ارتباط.
Common. Blinking is involuntary or frequent; winking is deliberate and a form of communication.
بستن و باز کردن سریع یک چشم به عنوان علامتی.
A quick closing and opening of one eye as a signal.
«او به او چشمک دوستانه زد.»
“She gave him a friendly wink.”
«یک چشمک میتواند پیام مخفی منتقل کند.»
“A wink can express a secret message.”