phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — پاک کردن
پاک کردنتمیز کردن
با مالش یا تمیز کردن، چیزی را پاک کردن یا جدا کردن.
To remove something by rubbing or cleaning a surface.
«گرد و خاک میز را پاک کن.»
“Wipe off the dust from the table.”
«او آبمیوه ریخته شده را پاک کرد.»
“She wiped off the spilled juice.”
تفاوت با واژههای مشابه
clean— تمیز کردن
مرسوم. وقتی تمرکز بر تمیز کردن سطح است قابل جایگزینی.
Common. Can replace 'wipe off' when the focus is on cleaning a surface.