adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): wintriersuperlative (عالی): wintriest
صفت — زمستانی
زمستانیسرد و خشک
مربوط به زمستان یا سرد و خشک و بیروح.
Relating to or characteristic of winter; cold and bleak.
«باد زمستانی تا مغز استخوان ما را سرد کرد.»
“The wintry wind chilled us to the bone.”
«آنها از پیادهروی زمستانی در پارک لذت بردند.»
“They enjoyed a wintry walk in the park.”
تفاوت با واژههای مشابه
icy— یخی
رایج. بر سردی همراه با یخ تأکید دارد؛ شبیه است اما 'wintry' میتواند به خشک و سرد بودن نیز اشاره کند.
Common. Emphasizes coldness with ice; similar but 'wintry' can also mean bleak or gloomy.