wiped

/waɪpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wipedpast participle (مفعولی): wiped-ing (حال): wiping3rd (سوم): wipes

فعل — پاک کردن

پاک کردنتمیز کردن

پاک کردن یا از میان برداشتن چیزی با مالش یا حرکت دست.

Cleaned or removed something by rubbing or sweeping.

«او بعد از شام میز را پاک کرد.»

She wiped the table after dinner.

«عرق پیشانیم را پاک کردم.»

I wiped the sweat from my forehead.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleanedتمیز کردن

روزمره. به طور کلی به تمیز کردن اشاره دارد مشابه wiped.

Everyday. General word for making something free of dirt, similar to wiped.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000