wisps

/wɪsps/
noun (اسم)commonplural (جمع): wisps

اسم — پَرک‌های کوچک

پَرک‌های کوچکرشته‌های نازک

قطعات کوچک، باریک و ظریف از چیزی مانند مو، دود یا ابر

Small, thin, delicate pieces or strands of something, such as hair, smoke, or cloud

«رشته‌های نازکی از مو روی پیشانیش افتاده بود.»

She had wisps of hair falling over her forehead.

«رشته‌های نازک دود از دودکش بیرون می‌رفت.»

Thin wisps of smoke rose from the chimney.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strandرشته

رایج. برای رشته‌های نازک مو یا مواد مشابه استفاده می‌شود، در این زمینه‌ها جایگزین خوبی است.

Common. Refers to thin pieces of hair, fiber, or similar materials, interchangeable when describing thin material strands.

threadریسمان

رایج. برای خطوط نازک یا رشته‌ها بکار می‌رود، ولی برای دود کمتر معمول است؛ بستگی به بافت دارد.

Common. Used for fine lines or strands, but less often for things like smoke; similar but context matters.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000