withing

with·ing/ˈwɪðɪŋ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): withedpast participle (مفعولی): withed-ing (حال): withing3rd (سوم): withs

فعل — مبارزه کردن

مبارزه کردنمقابله کردن

(قدیمی) شکل حال فعل 'with' به‌معنای مبارزه یا مخالفت.

(archaic) Present participle of 'with' meaning to struggle or oppose.

«جنگجوها علیه دشمنان خود مبارزه می‌کردند.»

The warriors were withing against their foes.

«او با جریان‌های سخت مخالفت می‌کرد.»

He was withing the difficult currents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strugglingدست و پنجه نرم کردن

شکل قدیمی؛ معادل مدرن آن 'دست و پنجه نرم کردن' است.

Old form; modern equivalent is 'struggling'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000