withness

with·ness/ˈwɪðnəs/
noun (اسم)archaic

اسم — حضور

حضورمصاحبه

(قدیمی) حالت بودن با کسی یا حضور؛ شرکت.

(archaic) The state of being with or presence; attendance.

«حضور او در مراسم قدردانی شد.»

His withness at the ceremony was appreciated.

«حضور دوستان به او قوت داد.»

The withness of friends gave him strength.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000