work one's fingers to the bone

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

work one's fin·gers to the bone/wɜrk wʌnz ˈfɪŋɡərz tə ðə boʊn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — جان کندن

جان کندناز شدت کار از پا افتادن

یعنی آن‌قدر پیوسته و سخت کار کردن که آدم کاملاً خسته و فرسوده شود.

To work so hard and continuously that one becomes exhausted.

«او برای فرزندانش جان کند.»

“She worked her fingers to the bone for her children.”

«آن‌ها تمام تابستان آن‌قدر کار کردند که از پا افتادند.»

“They worked their fingers to the bone all summer.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000