wormed

/wɜrmd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wormedpast participle (مفعولی): wormed-ing (حال): worming3rd (سوم): worms

فعل — به آرامی حرکت کردن

به آرامی حرکت کردنخزیدن (گذشته)

گذشته فعل worm به معنی به آرامی و با دقت از فضای باریک عبور کردن.

Past tense of worm: to move or squeeze through a narrow space slowly and carefully.

«او به آرامی از میان جمعیت عبور کرد.»

He wormed through the crowded room.

«مار به آرامی در مسیر سوراخ خزید.»

The snake wormed its way into the burrow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creptخزید

رایج. به آرامی و با دقت حرکت کردن؛ بسته به زمینه اغلب قابل تعویض است.

Common. Moving slowly and carefully; often interchangeable depending on context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000