worthiest

wor·thi·est/ˈwɜːrðiɪst/
worthvalue or merit-ycharacterized by / full of-estsuperlative suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): worthiersuperlative (عالی): worthiest

صفت — شایسته‌ترین

شایسته‌ترینلایق‌ترین

بیشترین شایستگی احترام، تحسین یا ارزش را داشتن.

Most deserving of respect, admiration, or esteem.

«او به عنوان شایسته‌ترین رهبر انتخاب شد.»

He was chosen as the worthiest leader.

«تنها شایسته‌ترین جنگجویان می‌توانستند شمشیر افسانه‌ای را به دست بگیرند.»

Only the worthiest warriors could wield the legendary sword.

تفاوت با واژه‌های مشابه
noblestنجیب‌ترین

رسمی/ادبی. به ویژگی‌های اخلاقی والا، صداقت و شرافت اشاره دارد. در حالی که 'worthiest' می‌تواند به شایستگی به طور کلی اشاره کند، 'noblest' به طور خاص بر برتری اخلاقی تأکید می‌کند. 'او به عنوان نجیب‌ترین شوالیه در پادشاهی شناخته می‌شد.'

Formal/Literary. Implies high moral qualities, integrity, and honor. While 'worthiest' can refer to merit in general, 'noblest' specifically highlights moral excellence. 'He was known as the noblest knight in the kingdom.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000