wraparound

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wrap·a·round/ˈræp.əˌraʊnd/
wrapto coveraroundsurrounding something
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more wraparoundsuperlative (عالی): most wraparound

صفت — دورپیچ

دورپیچکامل پوشاننده

گسترش یافته یا پوشاننده به‌طور کامل؛ احاطه شده از همه طرف.

Extending or wrapping all around; surrounding on all sides.

«ایوان دورپیچ خانه را از همه طرف پوشانده است.»

“The wraparound porch goes all around the house.”

«او لباس دورپیچ پوشیده بود.»

“She wore a wraparound dress.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
encircling— حلقه‌کننده

رسمی. احاطه‌کننده یا حلقه‌شکل.

Formal. Surrounding or forming a circle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000