yawny

yawn·y/ˈjɔː.ni/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): yawniersuperlative (عالی): yawniest

صفت — خمیازه‌دار

خمیازه‌دارخواب‌آلود

دارای خمیازه یا باعث خمیازه شدن؛ خواب‌آلود یا خسته‌کننده.

Characterized by or causing yawning; sleepy or boring.

«بعد از بیدار شدن زود احساس خواب‌آلودگی کرد.»

She felt yawny after waking up early.

«سخنرانی خسته‌کننده و خواب‌آور بود.»

The lecture was yawny and dull.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000