abbreviated

ab·bre·vi·at·ed/əˈbriː.vi.eɪ.tɪd/
ab-away, frombrevishort-ateverb suffix-edpast tense suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more abbreviatedsuperlative (عالی): most abbreviated

صفت — مختصر شده

مختصر شدهکوتاه شده

کوتاه شده یا کاهش یافته در طول، معمولاً درباره کلمات یا متون.

Shortened or reduced in length, usually referring to words or texts.

«اسم معمولاً به صورت 'دکتر' مختصر می‌شود.»

The name is often abbreviated as 'Dr.'

«گزارش برای جا شدن در صفحه محدود، مختصر شد.»

The report was abbreviated to fit the page limit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shortenedکوتاه شده

رایج. مترادف کلی برای abbreviated.

Common. General synonym for abbreviated.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000