absent

ab·sent/ˈæbsənt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more absentsuperlative (عالی): most absent

صفت — غایب

غایبحاضر نبود

حاضر نبودن در مکان یا موقعیتی.

Not present in a place or situation.

«او دیروز در مدرسه غایب بود.»

He was absent from school yesterday.

«چند بازیکن در تمرین غایب بودند.»

Several players were absent from practice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awayدور

رایج. نشان‌دهنده حضور نداشتن جسمی است.

Common. Indicates not being present physically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000