abysmal

a·bys·mal/əˈbɪzməl/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more abysmalsuperlative (عالی): most abysmal

صفت — فاجعه‌آمیز

فاجعه‌آمیزافتضاح

بسیار بد و شدید؛ ناگوار و مایوس‌کننده.

Extremely bad or severe; appalling.

«خدمات در رستوران افتضاح بود.»

The service at the restaurant was abysmal.

«اجرای او بسیار بد بود.»

His performance was abysmal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awfulوحشتناک

رایج. بسیار بد یا ناخوشایند، مشابه abysmal.

Common. Very bad or unpleasant, similar to abysmal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000