accordingly

ac·cord·ing·ly/əˈkɔːr·dɪŋ·li/
accordagreement-ingaction or process-lyin a manner
adverb (قید)formaltype (نوع): mannerposition (جایگاه): end

قید — به طور مقتضی

به طور مقتضیبنابر این

به نحوی که مناسب است یا در نتیجه چیزی.

In a way that is appropriate or as a result of something.

«به او هشدار داده شد و مطابق آن عمل کرد.»

He was warned and acted accordingly.

«پس از افزایش مالیات، قیمت‌ها مطابق آن افزایش یافت.»

Prices were raised accordingly after the tax increase.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thereforeبنابراین

رایج. برای نشان دادن نتیجه به کار می‌رود.

Common. Used to show consequence or result.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000