adjudicated
فعل — داوری شد
در مورد یک مشکل یا مسئله مورد اختلاف، قضاوت یا تصمیم رسمی گرفت.
Made a formal judgment or decision about a problem or disputed matter.
«اختلاف توسط یک دادگاه بینالمللی داوری شد.»
“The dispute was adjudicated by an international court.”
«ادعای او برای غرامت سرانجام قضاوت شد.»
“His claim for compensation was finally adjudicated.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. 'قضاوت کرد' کلیتر است و میتواند به نظرات غیررسمی نیز اطلاق شود، در حالی که 'داوری شد' کاملاً رسمی و حقوقی است. 'او مسابقه هنری را قضاوت کرد' درست است، 'دادگاه پرونده را داوری کرد' بهتر از 'دادگاه پرونده را قضاوت کرد' است.
Common. 'Judged' is more general and can apply to informal opinions, whereas 'adjudicated' is strictly formal and legal. 'He judged the art contest' works, 'The court adjudicated the case' works better than 'The court judged the case'.