affairs

af·fairs/əˈfeərz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): affairs

اسم — امور

امورکارها

موضوعات یا فعالیت‌هایی که به زندگی شخصی، عمومی یا کاری مربوط می‌شوند.

Matters or activities of personal, public, or business concern.

«او امور مالی شرکت را مدیریت می‌کند.»

She manages the company's financial affairs.

«امور سیاسی او پیچیده است.»

His political affairs are complicated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mattersموضوعات

متداول. وقتی درباره موضوعات کلی صحبت می‌شود قابل جایگزین است. رسمی‌تر از affairs است.

Common. Interchangeable when referring to general issues or subjects. More formal than 'affairs'.

issuesمسائل

رسمی. معمولاً برای موضوعات مهم یا چالشی به کار می‌رود. برای رویدادهای شخصی یا کاری استفاده نمی‌شود.

Formal. Often used for important or problematic topics. Not used for personal or business events.

2noun (اسم)commonplural (جمع): affairs

اسم — ماجراهای عشقی

ماجراهای عشقیرابطه پنهانی

روابط عاشقانه یا نامشروع.

Romantic or illicit relationships.

«او با همکارش رابطه پنهانی داشت.»

He had an affair with his colleague.

«ماجراهای عشقی می‌توانند باعث مشکلات خانوادگی شوند.»

Affairs can cause family problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
liaisonرابطه

رسمی. معمولاً به روابط پنهانی یا نامشروع عاشقانه اشاره دارد. برای فعالیت‌های عمومی نیست.

Formal. Often implies secret or illicit romantic involvement. Not for general activities.

romanceرابطه عاشقانه

متداول. به روابط عاشقانه اشاره دارد ولی همیشه نامشروع نیست.

Common. Refers to love relationships but not always illicit.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000