aggro

ag·gro/ˈæɡroʊ/
aggroshortened form of 'aggression' or 'aggravation'
1noun (اسم)informal

اسم — پرخاشگری

پرخاشگریخشونتدردسر

رفتار پرخاشگرانه یا خشونت‌آمیز؛ دردسر یا رویارویی.

Aggressive or violent behavior; trouble or confrontation.

«بعد از مسابقه کلی پرخاشگری و دردسر بود.»

There was a lot of aggro after the match.

«او همیشه دنبال دردسر و دعوا بود.»

He was always looking for aggro.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aggressionپرخاشگری

رسمی/استاندارد. کلمه کامل و رسمی که 'aggro' از آن گرفته شده است. 'Aggro' بسیار غیررسمی‌تر است و اغلب به پتانسیل پایین‌تر و فوری‌تر برای دردسر اشاره دارد. 'او نسبت به حریفش پرخاشگری نشان داد' رسمی است، در حالی که 'بین هواداران کمی aggro وجود داشت' غیررسمی است.

Formal/standard. The full, formal word from which 'aggro' is derived. 'Aggro' is a much more informal and often implies a lower-level, more immediate potential for trouble. 'He showed aggression towards his opponent' is formal, while 'There was some aggro between the fans' is informal.

troubleدردسر

متداول/غیررسمی. یک اصطلاح کلی‌تر برای مشکلات. 'Aggro' به طور خاص به دردسرهای پرخاشگرانه اشاره دارد که اغلب شامل درگیری می‌شود. 'او در مدرسه به دردسر افتاد' کلی است، در حالی که 'او دنبال aggro بود' به معنای این است که او به دنبال دعوا بود.

Common/informal. A more general term for difficulties or problems. 'Aggro' specifically denotes aggressive trouble, often involving conflict. 'He got into trouble at school' is general, while 'He was looking for aggro' means he was seeking a fight.

متضادها
2verb (فعل)slangpast (گذشته): aggroedpast participle (مفعولی): aggroed-ing (حال): aggroing3rd (سوم): aggroes

فعل — تحریک کردن

تحریک کردنعصبانی کردن (در بازی)

کسی یا چیزی را به پرخاشگری یا دردسر کشاندن، به ویژه در بازی‌های ویدیویی برای جلب توجه دشمن.

To provoke someone or something into aggression or trouble, especially in video games to draw enemy attention.

«بازیکن سعی کرد هیولاها را از شفادهندگان دور کند.»

The player tried to aggro the monsters away from the healers.

«همه گروه را یکباره عصبانی نکنید.»

Don't aggro the whole group at once.

تفاوت با واژه‌های مشابه
provokeتحریک کردن

متداول. یک فعل عمومی برای ایجاد واکنش، اغلب منفی. 'Aggro' به طور خاص به جلب عمدی توجه خصمانه، به ویژه در بافت بازی، اشاره دارد. 'او یک دعوا را تحریک کرد' کلی است، 'کلاس تانک باس را aggro می‌کند' مخصوص بازی است.

Common. A general verb for causing a reaction, often negative. 'Aggro' is more specific to intentionally drawing hostile attention, particularly in a gaming context. 'He provoked a fight' is general, 'The tank class would aggro the boss' is specific to gaming.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000