analysed

an·a·lysed/ˈænəˌlaɪzd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): analysedpast participle (مفعولی): analysed-ing (حال): analysing3rd (سوم): analyses

فعل — تجزیه و تحلیل کردن

تجزیه و تحلیل کردنبررسی کردن

به‌طور دقیق بررسی کردن، معمولاً داده‌ها یا اطلاعات.

Examined in detail, usually data or information.

«داده‌ها به طور کامل تجزیه و تحلیل شد.»

The data was analysed thoroughly.

«او نتایج را با دقت تحلیل کرد.»

She analysed the results carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
examinedبررسی شده

رایج. معنای مشابه ولی عمومی‌تر از analysed است.

Common. Similar meaning but more general than analysed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000