arts

/ɑːrts/
artcreative expression-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): arts

اسم — هنرها

هنرهافنون

شاخه‌های مختلف فعالیت خلاقانه، مانند نقاشی، موسیقی، ادبیات و رقص، که به صورت جمعی در نظر گرفته می‌شوند.

The various branches of creative activity, such as painting, music, literature, and dance, considered collectively.

«او هنرهای آزاد را مطالعه می‌کند.»

She is studying the liberal arts.

«این شهر صحنه هنری پرجنب‌وجوشی دارد.»

The city has a vibrant arts scene.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creativityخلاقیت

رایج. به توانایی خلق کردن اشاره دارد، نه خود خلق‌ها. در حالی که هنرها شامل خلاقیت هستند، با هم قابل تعویض نیستند. 'خلاقیت او در تمام هنرهایش می‌درخشد'.

Common. Refers to the ability to create, rather than the creations themselves. While arts involve creativity, they are not interchangeable. 'Her creativity shines in all her arts.'

humanitiesعلوم انسانی

آکادمیک. یک زمینه آکادمیک گسترده‌تر که شامل هنرها، ادبیات، فلسفه و تاریخ می‌شود. 'هنرها' بیشتر بر بیان خلاق تمرکز دارند، در حالی که 'علوم انسانی' شامل مطالعه فرهنگ و جامعه بشری است. 'او در دانشگاه در حال تحصیل علوم انسانی است، از جمله هنرها'.

Academic. A broader academic field that includes arts, literature, philosophy, and history. 'Arts' focuses more on creative expression, while 'humanities' includes the study of human culture and society. 'She is studying the humanities at university, including the arts.'

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): arts

اسم — مهارت‌ها

مهارت‌هافنون

مهارت‌هایی که از طریق تمرین و مطالعه به دست می‌آیند؛ مهارت‌ها یا تکنیک‌های خاص.

Skills acquired through practice and study; particular skills or techniques.

«او در هنرهای رزمی سرآمد بود.»

He excelled in the martial arts.

«هنر مذاکره به صبر نیاز دارد.»

The art of negotiation requires patience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skillsمهارت‌ها

رایج. بسیار کلی است، به توانایی انجام کاری به خوبی اشاره دارد. 'هنرها' در این مفهوم اغلب به یک مهارت پالایش‌شده‌تر یا تخصصی‌تر اشاره دارد. 'او مهارت‌های زیادی دارد، از جمله هنرهای رزمی'.

Common. Very general, refers to the ability to do something well. 'Arts' in this sense often implies a more refined or specialized skill. 'He has many skills, including the martial arts.'

techniquesتکنیک‌ها

رایج. روش‌ها یا رویه‌های انجام یک کار. 'هنرها' می‌تواند شامل مجموعه‌ای از تکنیک‌ها برای یک رشته خاص باشد. 'یادگیری فنون مختلف آشپزی زمان می‌برد'.

Common. Methods or procedures for performing a task. 'Arts' can encompass a set of techniques for a particular discipline. 'Learning the various arts of cooking takes time.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000