adjective (صفت)common
صفت — در حال تلاش
در حال تلاشدر تلاش برای
سعی در انجام کاری، بهخصوص کاری دشوار
Trying to do something, especially something difficult
«او در حال تلاش برای تعمیر ماشین است.»
“He is attempting to fix the car.”
«آنها در حال تلاش برای انجام کاری دشوار هستند.»
“They are attempting a difficult task.”
تفاوت با واژههای مشابه
endeavoring— کوشش کردن
رسمی. تلاش جدی برای رسیدن به هدف.
Formal. Making serious effort to achieve something.