trying

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

try·ing/ˈtraɪɪŋ/
tryto attempt to do something-ingpresent participle or gerund suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): triedpast participle (مفعولی): tried-ing (حال): trying3rd (سوم): tries

فعل — در حال تلاش

در حال تلاشامتحان کردنسعی کردن

شکل استمراری فعل "try" به معنای تلاش برای انجام کاری، یا آزمایش چیزی برای اطمینان از مناسب بودن یا کیفیت آن.

The present participle of 'try', meaning to make an effort to do something, or to test something to ascertain its suitability or qualities.

«من دارم تمام تلاشم را می‌کنم.»

I am trying my best.

«آیا سعی داری مرا فریب دهی؟»

Are you trying to trick me?

تفاوت با واژه‌های مشابه
attemptingتلاش کردن / سعی کردن. رسمی/رایج. قابل جایگزینی است زمانی که به تلاش کردن اشاره دارد. 'She is trying to learn' و 'She is attempting to learn' هر دو درست هستند، اما 'attempting' کمی رسمی‌تر به نظر می‌رسد. 'Trying' در گفتار روزمره رایج‌تر است. Formal/common. Interchangeable with 'trying' when referring to making an effort. 'She is trying to learn' and 'She is attempting to learn' are both correct, but 'attempting' sounds slightly more formal. 'Trying' is more common in everyday speech. رسمی/رایج. زمانی که به تلاش کردن اشاره دارد، قابل جایگزینی است. 'او در حال تلاش برای یادگیری است' و 'او در حال سعی کردن برای یادگیری است' هر دو درست هستند، اما 'attempting' کمی رسمی‌تر به نظر می‌رسد. 'Trying' در گفتار روزمره رایج‌تر است.
endeavoringکوشیدن / مجاهدت کردن. رسمی/ادبی. به تلاش جدی یا طاقت‌فرسا، اغلب به سمت یک هدف والا، اشاره دارد. 'He is endeavoring to find a cure' درست است. برای تلاش‌های ساده و روزمره مانند 'trying to open a jar' مناسب نیست. Formal/literary. Suggests a serious or strenuous effort, often towards a noble goal. 'He is endeavoring to find a cure' works. Not suitable for simple, everyday efforts like 'trying to open a jar'. رسمی/ادبی. به تلاش جدی یا طاقت‌فرسا، اغلب به سمت یک هدف والا، اشاره دارد. 'او در حال کوشش برای یافتن درمانی است' درست است. برای تلاش‌های ساده و روزمره مانند 'سعی در باز کردن یک شیشه' مناسب نیست.
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more tryingsuperlative (عالی): most trying

صفت — سخت

سختطاقت‌فرساآزاردهنده

دشوار برای مقابله؛ آزاردهنده یا استرس‌زا.

Difficult to deal with; annoying or stressful.

«روز بسیار سختی در محل کار بود.»

It was a very trying day at work.

«او مکالمه را نسبتاً آزاردهنده یافت.»

She found the conversation rather trying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
challengingچالش‌برانگیز. رایج. قابل جایگزینی است زمانی که به دشواری اشاره دارد، اما 'challenging' اغلب به دشواری مثبت یا تحریک‌کننده اشاره می‌کند، در حالی که 'trying' اغلب به دشواری منفی یا آزاردهنده اشاره دارد. 'A trying situation' vs 'A challenging task'. Common. Interchangeable when referring to difficulty, but 'challenging' often implies a positive or stimulating difficulty, whereas 'trying' often implies a negative or frustrating one. 'A trying situation' vs 'A challenging task'. رایج. زمانی که به دشواری اشاره دارد، قابل جایگزینی است، اما 'challenging' اغلب به دشواری مثبت یا تحریک‌کننده اشاره می‌کند، در حالی که 'trying' اغلب به دشواری منفی یا آزاردهنده اشاره دارد. 'یک موقعیت طاقت‌فرسا' در مقابل 'یک وظیفه چالش‌برانگیز'.
demandingپرزحمت / طاقت‌فرسا. رایج. می‌تواند به چیزی اشاره کند که نیاز به تلاش، مهارت یا توجه زیادی دارد. 'A trying job' و 'A demanding job' می‌توانند شبیه باشند، اما 'demanding' به طور خاص بر الزامات بالا تأکید می‌کند، در حالی که 'trying' بیشتر بر فشار عاطفی/روانی تمرکز دارد. Common. Can refer to something that requires a lot of effort, skill, or attention. 'A trying job' and 'A demanding job' can be similar, but 'demanding' specifically highlights the high requirements, while 'trying' focuses more on the emotional/mental toll. رایج. می‌تواند به چیزی اشاره کند که نیاز به تلاش، مهارت یا توجه زیادی دارد. 'یک کار طاقت‌فرسا' و 'یک کار پرزحمت' می‌توانند شبیه باشند، اما 'demanding' به طور خاص بر الزامات بالا تأکید می‌کند، در حالی که 'trying' بیشتر بر فشار عاطفی/روانی تمرکز دارد.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000