aweek

a·week/əˈwiːk/
adverb (قید)archaictype (نوع): mannerposition (جایگاه): end

قید — به یک سو

به یک سوکجنادرست

یک اصطلاح قدیمی به معنی 'به یک سو' یا 'کج و معوج'.

An archaic term meaning 'to one side' or 'awry'.

«دکل کشتی کج ایستاده بود.»

The mast of the ship stood aweek.

«نقشه او کاملاً خراب شد.»

His plan went completely aweek.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awryکج

ادبی/رسمی. به چیزی که از مسیر مناسب یا مورد انتظار دور شده؛ اشتباه. مترادف بسیار نزدیک و اغلب قابل تعویض با aweek در معنای 'نامناسب' است. 'همه چیز خراب شد' درست است.

Literary/Formal. Refers to something that is away from the appropriate or expected course; amiss. It is a very close synonym and often interchangeable in its sense of 'out of place'. 'Everything went awry' works.

askewکج

متداول. در موقعیت مستقیم یا هم‌سطح نبودن. می‌تواند برای اشیاء فیزیکی که کج شده‌اند، شبیه به معنای قدیمی aweek، استفاده شود. 'نقاشی روی دیوار کج بود' درست است.

Common. Not in a straight or level position. Can be used for physical objects that are tilted, similar to an archaic sense of 'aweek'. 'The painting was askew on the wall' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000