banana

ba·na·na/bəˈnænə/
noun (اسم)commonplural (جمع): bananas

اسم — موز

موز

میوه‌ای بلند و خمیده با پوست زرد و گوشت نرم و شیرین

A long curved fruit with yellow skin and soft sweet flesh.

«او یک دسته موز از بازار خرید.»

She bought a bunch of bananas at the market.

«میمون‌ها دوست دارند موز بخورند.»

Monkeys like to eat bananas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plantainموز سبز

روزمره. نوعی میوه مشابه است ولی موز سبز معمولاً پخته می‌شود.

Everyday. Similar type of fruit but plantains are usually cooked before eating, unlike bananas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000