در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
محلی که در آن نبردی اتفاق میافتد.
A place where a battle is fought.
«سربازان شجاعانه در میدان جنگ جنگیدند.»
“Soldiers fought bravely on the battlefield.”
«عرصه نبرد پر از بقایا بود.»
“The battlefield was strewn with debris.”