battering

bat·ter·ing/ˈbætərɪŋ/
batterto hit repeatedly-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — ضربه سنگین

ضربه سنگینزد و خورد

ضربات مکرر شدید یا آسیب‌رسان، معمولاً خشونت‌آمیز

Repeated heavy hitting or damaging, often violent

«طوفان باعث ضربه شدید به خط ساحلی شد.»

The storm caused battering of the coastline.

«او در دعوا ضربات شدیدی دریافت کرد.»

He suffered severe battering in the fight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beatingکتک کاری

رایج. در زمینه ضربات مکرر معمولا قابل جایگزینی است.

Common. Generally interchangeable with battering in contexts of repeated hits.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000