batteries

bat·ter·ies/ˈbætəriz/
batterya device that stores electrical energy-iesplural suffix replacing -y
noun (اسم)commonplural (جمع): batteries

اسم — باتری‌ها

باتری‌هاباطری‌ها

جمع کلمه battery؛ دستگاه‌هایی که انرژی الکتریکی ذخیره و تأمین می‌کنند.

Plural of battery: devices that store and supply electrical energy.

«ریموت به باتری‌های جدید نیاز دارد.»

The remote needs new batteries.

«دو باتری برای دوربینم خریدم.»

I bought two batteries for my camera.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cellsسلول‌ها

رایج. به طور غیررسمی برای باتری‌های کوچک استفاده می‌شود؛ بسته به زمینه متفاوت است.

Common. Used informally for small batteries; varies by context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000