battery

bat·ter·y/ˈbætəri/
1noun (اسم)commonplural (جمع): batteries

اسم — باتری

باتریباطری

وسیله‌ای که انرژی الکتریکی ذخیره می‌کند تا تجهیزات الکترونیکی را روشن کند.

A device that stores electrical energy to power electronic equipment.

«ریموت کنترل به باتری جدید نیاز دارد.»

The remote control needs new batteries.

«باتری گوشی را شارژ کن.»

Recharge the phone's battery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cellسلول الکتریکی

فنی. به سلول الکتروشیمیایی منفرد اشاره دارد، در حالی که باتری ممکن است چند سلول داشته باشد.

Technical. Refers specifically to a single electrochemical cell, while battery can have multiple cells.

2noun (اسم)common

اسم — ضرب و شتم

ضرب و شتمحمله بدنی

عمل حمله فیزیکی به کسی که باعث آسیب جسمی می‌شود.

The act of physically attacking someone causing harm.

«او پس از دعوا به ضرب و شتم متهم شد.»

He was charged with battery after the fight.

«ضرب و شتم جرم جدی است.»

Battery is a serious crime.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assaultحمله

رایج، اصطلاح حقوقی که اغلب با battery قابل جایگزینی است اما battery معمولاً تماس فیزیکی واقعی را نشان می‌دهد.

Common, legal term often interchangeable with battery but battery usually implies actual physical contact.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000