battled

bat·tled/ˈbætəld/
battlea fight or conflict-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): battledpast participle (مفعولی): battled-ing (حال): battling3rd (سوم): battles

فعل — مبارزه کرد

مبارزه کردجنگید

گذشته فعل battle: مبارزه کردن یا جنگیدن.

Past tense of 'battle': fought in a fight or struggle.

«آن‌ها برای تصاحب شهر جنگیدند.»

They battled for control of the city.

«او سال‌ها با بیماری مبارزه کرد.»

She battled illness for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foughtجنگید

خیلی متداول. هم‌معنی مخصوصاً برای جنگ یا درگیری‌های فیزیکی.

Very common. Synonym especially for physical fights or wars.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000