در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زمینی که مستقیماً کنار یا روبروی ساحل قرار دارد.
Land directly adjacent to or facing a beach.
«آنها یک ملک کنار ساحل خریدند.»
“They bought a beachfront property.”
«هتل چشمانداز ساحلی دارد.»
“The hotel offers beachfront views.”
رایج. منطقهای نزدیک یا کنار دریا؛ معمولاً قابل جایگزینی اما beachfront دقیقتر است.
Common. Area near or on the sea; generally interchangeable but beachfront is more specific.