bedeviled

be·dev·iled/bɪˈdɛvəld/
be-intensive prefixdevilto torment or confuse
adjective (صفت)formal

صفت — عذاب‌دیده

عذاب‌دیدهدچار مشکل شدید

به شدت دچار مشکل یا آشفتگی شده، که اغلب مشکلات زیادی ایجاد می‌کند.

Troubled or tormented extensively, often causing difficulties or confusion.

«این پروژه به شدت دچار مشکلات فنی شد.»

The project was bedeviled by technical issues.

«او اخیراً ظاهراً دچار بدشانسی شده بود.»

He seemed bedeviled by bad luck lately.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plaguedرنج‌دیده

رایج. وقتی چیزی دایماً دچار مشکل یا آسیب باشد استفاده می‌شود.

Common. Used when something is persistently troubled or affected negatively.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000