در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کم نور یا تار کردن؛ مبهم یا کدر کردن.
To make dim or dark; to obscure or dull.
«مه چراغهای جلو را تار کرد.»
“The fog bedimmed the headlights.”
«خاطرات غمگین لبخندش را کمرنگ کرد.»
“Sad memories bedimmed her smile.”