در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی که دیرتر از موعد مقرر فرا رسیده یا اتفاق افتاده است.
Coming or happening later than should have been the case.
«لطفاً عذرخواهی دیرهنگام مرا بابت اشتباه بپذیرید.»
“Please accept my belated apologies for the mistake.”
«او یک کارت تولد دیررس از عمهاش دریافت کرد.»
“She received a belated birthday card from her aunt.”
روزمره. به چیزی اشاره دارد که به تعویق افتاده یا عقب افتاده است. 'Belated' به طور خاص به این معنی است که تأخیر باعث شده است چیزی نسبت به زمان مورد انتظار یا مناسب دیر شود، اغلب با حسی از عذرخواهی یا پشیمانی. 'پرواز به تعویق افتاد' (دلیل خنثی)، 'آرزوهای تولد دیرشده من' (به این معنی که باید زودتر انجامش میدادم).
Everyday. Refers to something that has been put off or held back. 'Belated' specifically implies that the delay has caused it to be late relative to an expected or appropriate time, often with a sense of apology or regret. 'The flight was delayed' (neutral cause), 'My belated birthday wishes' (implies I should have done it sooner).
رایج. به معنای سررسید گذشته، انتظار میرفته که رسیده یا انجام شده باشد. شبیه به 'belated' اما اغلب برای پرداختها، وظایف یا کتابها استفاده میشود. 'Belated' بیشتر برای حرکات اجتماعی یا رویدادها استفاده میشود. 'کتاب کتابخانه معوقه است'، 'یادداشت تشکر دیرشده من'.
Common. Means past due, expected to have arrived or been done. Similar to 'belated' but often used for payments, tasks, or books. 'Belated' is more commonly used for social gestures or events. 'The library book is overdue', 'My belated thank-you note'.