bellhop

bell·hop/ˈbɛlhɒp/
bellsmall hand-held device that makes a ringing soundhopjump or quick movement
noun (اسم)commonplural (جمع): bellhops

اسم — پهلوان هتل

پهلوان هتلباربر

کارگری در هتل که به مهمانان در حمل بار و خدمات دیگر کمک می‌کند.

A hotel worker who helps guests with their luggage and other services.

«پهلوان هتل چمدان‌های ما را حمل کرد.»

The bellhop carried our suitcases.

«به باربر بابت کمکش انعام دادیم.»

We tipped the bellhop for his help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
porterباربر

رایج. بسیار نزدیک به معنی و معمولاً قابل تعویض است.

Common. Very close in meaning; often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000