bellying

bel·ly·ing/ˈbɛl.i.ɪŋ/
bellyabdomen, stomach-ingaction or process
noun (اسم)formal

اسم — برآمدگی

برآمدگیورم

حالت برآمدگی یا ورم مانند شکم.

The act of swelling or protruding like a belly.

«برآمدگی بادبان باد را گرفت.»

The sail's bellying caught the wind.

«برآمدگی پارچه نشان می‌داد که کشیده شده است.»

Bellying of the fabric showed it was stretched.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000