در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورت مکرر و به ویژه درباره مسائل کوچک غر زدن یا شکایت کردن.
Complains or grumbles persistently, especially about trivial matters.
«او همیشه درباره کارش غر میزند.»
“She bellyaches about her work all the time.”
«دست از غر زدن بردار و کارت را انجام بده.»
“Stop bellyaching and do your job.”
خیلی معمولی. اصطلاح کلی، در زمینههای غیررسمی قابل تعویض است.
Very common. General term, interchangeable with bellyache in informal contexts.