فعل — فریاد زد
صدای بلند، گوشخراش یا آزاردهندهای تولید کرد.
(past tense and past participle of blare) Made a loud, harsh, or strident sound.
«بوق ماشین با عصبانیت به صدا درآمد.»
“The car horn blared angrily.”
«تمام شب موسیقی از بلندگوها پخش میشد.»
“Music blared from the speakers all night.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی یک فریاد بسیار بلند و عمیق، اغلب از یک شخص یا حیوان بزرگ، توصیف میشود، قابل جایگزینی است. 'او از خشم فریاد کشید' شبیه 'زنگ هشدار بلند غرّید' عمل میکند. 'Blared' بیشتر برای آلات موسیقی/بلندگو است، 'bellowed' بیشتر برای صداهای آوازی است.
Common. Interchangeable when describing a very loud, deep shout, often from a person or large animal. 'He bellowed in anger' works like 'The alarm blared loudly'. 'Blared' is more about instruments/speakers, 'bellowed' is more vocal.
رایج. اغلب به معنای صدای عمیق و قدرتمند، مانند شیر یا موتور، است. مشابه 'blare' برای صدای بلند، اما معمولاً پیوستهتر و کمتر تیز. 'جمعیت غرید' در مقابل 'رادیو بلند شد'.
Common. Often implies a deep, powerful sound, like a lion or engine, similar to 'blare' for loud noise but typically more continuous and less sharp. 'The crowd roared' vs. 'The radio blared'.