فعل — بع بع کردن
صدای ضعیف و لرزان خاصی درآوردن (در مورد گوسفند، بز یا گوساله).
Making a characteristic weak, wavering cry (of a sheep, goat, or calf).
«بره برای مادرش بع بع میکرد.»
“The lamb was bleating for its mother.”
«میتوانستیم صدای بع بع بزها را از دور بشنویم.»
“We could hear goats bleating in the distance.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به طور خاص به صدای گوسفند اشاره دارد. هنگامی که فاعل گوسفند باشد کاملاً قابل تعویض است. 'گوسفندان در مزرعه بع بع میکردند' درست است.
Common. Specifically refers to the sound made by a sheep. Fully interchangeable when the subject is a sheep. 'The sheep were baaing in the field' works.
ادبی/کهن. به گریه ضعیف و نالهای اشاره دارد، اغلب مربوط به حیوان جوان یا نوزاد. اگرچه در ماهیت به صدای ضعیف حیوان شبیه است، اما صدای خاص 'بع بع' نیست. 'بچه گربه برای مادرش ناله میکرد' درست است.
Literary/Archaic. Refers to a weak, whining cry, often associated with a young animal or a baby. While similar in nature to a weak animal sound, it's not the specific 'bleat' sound. 'The kitten was mewling for its mother' works.
صفت — بع بع کنان
درآوردن صدای ضعیف و لرزان؛ شکایت کردن به شیوهای ضعیف و بیاثر.
Making a weak, wavering cry; complaining in a weak, ineffective way.
«کودک نالهکننده مدام آب نبات میخواست.»
“The bleating child kept asking for candy.”
«او اعتراضات نالهکننده او را نادیده گرفت.»
“He ignored her bleating protests.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. به گریه یا شکایت طولانی و با صدای بلند اشاره دارد. هنگام اشاره به فردی که شکایتهای ضعیف میکند قابل تعویض است، اما معمولاً برای صداهای خاص حیوانات نیست. 'شکایتهای نالهکننده او همه را کلافه کرد' درست است.
Common. Describes making a long, high-pitched cry or complaint. Interchangeable when referring to a person making weak complaints, but not typically for animals' specific sounds. 'His whining complaints annoyed everyone' works.
متداول. به درآوردن صدای بلند و آهسته از درد، رنج یا لذت جنسی، یا یک شکایت اشاره دارد. میتواند برای جنبه 'شکایت کردن' قابل تعویض باشد، اما نه صدای حیوان. 'او در مورد ناعادلانه بودن همه چیز ناله میکرد' درست است.
Common. Describes making a long, low sound of pain, suffering, or sexual pleasure, or a complaint. Can be interchangeable for the 'complaining' aspect, but not the animal sound. 'He was moaning about the unfairness of it all' works.