bled

/bled/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bledpast participle (مفعولی): bled-ing (حال): bleeding3rd (سوم): bleeds

فعل — خون‌ریزی کرد

خون‌ریزی کرد

گذشته‌ی فعل bleed: از دست دادن خون از بدن

Past tense of bleed: to lose blood from the body

«او پس از تصادف به شدت خونریزی کرد.»

He bled heavily after the accident.

«زخم برای چند دقیقه خونریزی داشت.»

The cut bled for several minutes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hemorrhagedخون‌ریزی کرد

رسمی/پزشکی. به خونریزی شدید اشاره دارد.

Formal/medical. Refers to heavy or severe bleeding.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000