bleed

/bliːd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bledpast participle (مفعولی): bled-ing (حال): bleeding3rd (سوم): bleeds

فعل — خونریزی کردن

خونریزی کردن

خونریزی کردن یا از دست دادن خون به دلیل جراحت یا زخم.

To lose blood from the body due to an injury or wound.

«بریدگی او شدیداً خونریزی دارد.»

His cut is bleeding badly.

«اگر خونریزی کردی، فشار بیاور.»

If you bleed, apply pressure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hemorrhageخونریزی کردن

رسمی، پزشکی. به خونریزی شدید اشاره دارد و در موارد خفیف قابل جایگزینی نیست.

Formal, medical. Refers to serious or heavy bleeding; not interchangeable in mild cases.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000