bolts

/boʊlts/
1noun (اسم)commonplural (جمع): bolts

اسم — پیچ‌ها

پیچ‌هابولت‌ها

اتصالات فلزی که برای نگه داشتن اجسام به هم استفاده می‌شوند، معمولاً همراه با مهره.

Metal fasteners used to hold objects together, typically with a nut.

«پیچ‌ها میز را محکم نگه داشتند.»

The bolts kept the table sturdy.

«قبل از استفاده، پیچ‌ها را سفت کنید.»

Tighten the bolts before use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
screwsپیچ‌ها

رایج. اتصالات مشابه ولی پیچ‌ها دارای رزوه تمام طول و کاربرد متفاوت هستند.

Common. Similar fasteners but screws have threads all along the shaft and are often used differently.

fastenersاتصالات

اصطلاح کلی برای چیزهایی که اجسام را به هم وصل یا محکم می‌کنند.

General term for things that join or secure objects.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): boltedpast participle (مفعولی): bolted-ing (حال): bolting3rd (سوم): bolts

فعل — فرار کردن

فرار کردندویدن ناگهانی

به طور ناگهانی حرکت کردن یا سریع فرار کردن.

To move suddenly or run away quickly.

«گربه وقتی صدا شنید فرار کرد.»

The cat bolted when it heard a noise.

«او ناگهان از اتاق دوید بیرون.»

He bolted out of the room suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dashدویدن سریع

رایج. به حرکت ناگهانی و سریع اشاره دارد، مشابه bolt به‌عنوان فعل.

Common. Implies sudden, rapid movement, similar to bolt as verb.

fleeفرار کردن

رایج. معمولاً برای فرار از خطر استفاده می‌شود و در بعضی زمینه‌ها با bolt قابل جایگزینی است.

Common. Often used for escape from danger, interchangeable with bolt in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000