اسم — پیچها
اتصالات فلزی که برای نگه داشتن اجسام به هم استفاده میشوند، معمولاً همراه با مهره.
Metal fasteners used to hold objects together, typically with a nut.
«پیچها میز را محکم نگه داشتند.»
“The bolts kept the table sturdy.”
«قبل از استفاده، پیچها را سفت کنید.»
“Tighten the bolts before use.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اتصالات مشابه ولی پیچها دارای رزوه تمام طول و کاربرد متفاوت هستند.
Common. Similar fasteners but screws have threads all along the shaft and are often used differently.
اصطلاح کلی برای چیزهایی که اجسام را به هم وصل یا محکم میکنند.
General term for things that join or secure objects.
فعل — فرار کردن
به طور ناگهانی حرکت کردن یا سریع فرار کردن.
To move suddenly or run away quickly.
«گربه وقتی صدا شنید فرار کرد.»
“The cat bolted when it heard a noise.”
«او ناگهان از اتاق دوید بیرون.»
“He bolted out of the room suddenly.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به حرکت ناگهانی و سریع اشاره دارد، مشابه bolt بهعنوان فعل.
Common. Implies sudden, rapid movement, similar to bolt as verb.
رایج. معمولاً برای فرار از خطر استفاده میشود و در بعضی زمینهها با bolt قابل جایگزینی است.
Common. Often used for escape from danger, interchangeable with bolt in some contexts.