botheration

bother·a·tion/ˌbɒð.əˈreɪ.ʃən/
botherto annoy-ationaction or process
noun (اسم)informalplural (جمع): botherations

اسم — زحمت

زحمتمزاحمت

مزاحمت یا دلیلی برای ایجاد مشکل یا ناراحتی.

An annoyance or a cause of trouble or inconvenience.

«نمی‌خواهم زحمتی ایجاد کنم.»

I don't want to cause any botheration.

«رفع نشتی واقعاً مزاحمت بود.»

Fixing the leak was a real botheration.

تفاوت با واژه‌های مشابه
annoyanceآزار

رایج. معنای مشابه ولی معمولا به مزاحمت عمومی‌تر اشاره دارد.

Common. Similar meaning but often more general annoyance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000