bounces

boun·ces/ˈbaʊnsɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bouncedpast participle (مفعولی): bounced-ing (حال): bouncing3rd (سوم): bounces

فعل — پرش می‌کند

پرش می‌کندجست و خیز می‌کند

شکل سوم شخص مفرد حال فعل 'بالا و پایین پریدن'; بعد از برخورد با سطح به سرعت بازگشتن یا جهیدن.

Third-person singular present of 'bounce'; to move quickly off a surface after hitting it.

«توپ از دیوار جهش می‌کند.»

The ball bounces off the wall.

«او روی ترامپولین جست و خیز می‌کند.»

He bounces on the trampoline.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reboundsجهش می‌کند

رایج. معنی مشابه و اغلب در زمینه ورزش یا حرکت قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning, often interchangeable in sports or movement contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000