در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قدرت جسمانی و نیروی عضلانی.
Physical strength and muscular power.
«او بیشتر بر قدرت بدنی تکیه داشت تا مهارت.»
“He relied on brawn more than skill.”
«این کار نیاز به قدرت و استقامت دارد.»
“The job requires brawn and endurance.”