brawn

/brɔn/
noun (اسم)common

اسم — قدرت عضلانی

قدرت عضلانیقوت بدنی

قدرت جسمانی و نیروی عضلانی.

Physical strength and muscular power.

«او بیشتر بر قدرت بدنی تکیه داشت تا مهارت.»

He relied on brawn more than skill.

«این کار نیاز به قدرت و استقامت دارد.»

The job requires brawn and endurance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
muscleعضله

رایج. تمرکز بر عضله و قدرت جسمانی.

Common. Focuses on muscular development, often interchangeable with brawn in physical strength context.

strengthقدرت

خیلی رایج. اصطلاح عمومی برای قدرت جسمانی.

Very common. General term for physical power; used often as synonym.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000